العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

427

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

كند دشمنى كرده ، گذشت نابود مىكند آدم پست را باندازه‌ى اصلاح كردن از كريم ، كسى كه خوبيها را دوست دارد از گناهان دورى مىكند ، كسى كه گمانها به او نيكو باشد خيره شود چشم مردان به او ، پايان بخشش اين است كه از خود گذشتگى كنى ، آنچه دور است خواهد شد و نزديك جدا نمىشود ، نادانى مرد بعيب‌هايش بزرگتر است از گناهانش ، همه‌ي پاكدامنى راضى شدن به اندازه كافيست ، بخشش را براى بنا نهادن خوبيها و احتمال جرمها تمام كنيد ، آشكارترين كرمها راستى برادرى است در سختيها و سستىها ، فاجر اگر خشم كند ملامت و نكوهش گردد ، اگر راضى شود دروغ گويد ، اگر طمع كند فريب خورد ، كسى كه بيشتر چيز در او خرد نباشد بيشتر چيز در او كشتن او است ، نيكو اقرار كردن كاخ نفرت را ويران مىكند از مال تو مصرف شده چيزى كه ترا به شايستگى حالت بينا كند ، ميانه روي آسانتر است از به زحمت افتادن و خوددارى نگهدارنده‌تر است از دردسر ، بدترين توشه‌ى قيامت ستم كردن بندگانست ، تمامى ندارد سود هر گاه سپاسگزارى كنى و دوامى براى نعمت نباشد زمانى كه كفران نمائى . دنيا دو روز است : روزى بنفعت و روزى بر ضرر و زيانت اگر بسود تو بود خوشحال مشو اگر بر زيانت بود شكيبا باش ، چه بسا عزيزى كه خوار كرده او را خويش و چه خوارى كه عزيز كرده او را خويش ، كسى كه كارها را آزمايش نكند فريب خورد و كسى كه با حق در افتد به زمين خورد ، اگر مرگ شناخته شود آرزو كوتاه شود ، سپاسگزارى زينت ثروت است ، شكيبائى زينت گرفتاريها ، بهاى هر مردى آنست كه او را نيكو نمايد ، مردم فرزندان كردار نيكند ، مرد پنهان بود به زير زبان خود . كسى كه با صاحبان خرد مشورت كند به نتيجه مىرسد ، آنكه باندك قناعت كند از بسيار بىنياز شود ، كسى كه باندك قناعت نكند نيازمند باندك شود ، كسى كه ريشه‌هايش درست باشد شاخه‌هايش ثمر دهد ، كسى كه بنگرد